تبليغاتX
روزهای بی تقویم

ابتدا یک کار قدیمی به نام "خودکشی مشکوک" (البته با ویرایش جدید!):

" امروز بار دیگر خودم را کشتم

اما چقدر این قتل مشکوک می زند

در تفنگ من تنها یک گلوله بود

اما دو گلوله در قلبم

شلیک شده بود

یکی را خودم و آن یکی را...؟

هنوز هم تحقیقات

روی جسدم

ادامه دارد... "

لینک این کار در وبلاگ استاد عزیزم جناب بیگ: خودکشی مشکوک

وبلاگ انجمن شعر فراگفتار و سپید که توسط استاد جمال بیگ اداره می شود گامی بلند است در جهت پیشرفت ادبیات ، مخصوصاً شعر سپید و معرفی شعر فراگفتار که جناب بیگ بنیان گذار این سبک شعر هستند.

در این وبلاگ ایشان علاوه بر آثار زیبای خودشان ، کارهای دیگر شاعران را نیز قرار می دهند ، ضمن این که باید عرض کنم اکثر شعرهای این وبلاگ به زبان های مختلف ترجمه می شود.

بازدید از این وبلاگ را برای آشنایی بیشتر با استاد جمال بیگ و آثار ایشان و همچنین آثار دیگر شاعران پیشنهاد می کنم.

لینک این وبلاگ: انجمن شعر فراگفتار و سپید

در آینده به معرفی بیشتر استاد عزیزم جناب بیگ و همچنین آثار و وبلاگشان خواهم پرداخت.

و حالا موضوع تعطیلی وبلاگ و توضیحات کلی در این مورد و... :

همیشه دوست داشتم خیلی چیزها (حتی آنهایی که برایم یادآور خاطرات هستند) را یک دفعه دور بریزم.یک جور حس راحتی (حتی با فکر کردن به این قضیه) به من دست می دهد.

در طول یک مدت طولانی تمام تلاش های من برای از بین بردن این وبلاگ بی فایده بود ، چون که چند بار اینجا را حذف کردم و رفتم ، خواستم دیگر ننویسم یا حداقل اینجا ننویسم اما نشد و دوباره بعد از یک مدت برگشتم ، چند وقت پیش هم تقریباً تمام آرشیو حذف شده وبلاگ را که در اختیار داشتم برگرداندم. (توضیحات کلی درمورد این قضیه را قبلاً در قسمت "درباره وبلاگ" نوشته ام).

دوست داشتم اینجا را یک جوری منفجر کنم و همه آرشیوم را از بین ببرم اما می دانستم بعد از این کار باز هم مثل چند دفعه پیش که توضیح دادم همه چیز را به حالت اول بر می گردانم.

به همین خاطر تصمیم گرفتم بعد از حدود ۴ سال این وبلاگ را به حال خود رها کنم و جای دیگر از نو شروع کنم.

اعتراف می کنم قدرت این وبلاگ و خاطره هایش از من بیش تر بود و من باختم اما امیدوارم اینجا هر چه زودتر فراموش شود تا این وبلاگ به همراه خاطره هایش بفهمند که بی من هیچ ارزشی ندارند ، این طوری من هم انتقام خودم را می گیرم.

البته من این وبلاگ را به طور کلی به حال خود رها نکردم ، تمام پست های قلبی وبلاگ را رمزگذاری کردم ، البته اگر هر کدام از دوستان احیاناً پسورد را خواستند بنده در اختیارشان قرار می دهم اما به طور کلی دوست دارم تا روزی که این پست ها را حذف نکردم چشمم هم به آنها نیفتد! (این پست ها تمام پست های این وبلاگ نیست و همانطور که در قسمت "درباره وبلاگ" توضیح دادم چند تا از پست ها را در آرشیو نداشتم و به همین خاطر نتوانستم برشان گردانم!)

در وبلاگ جدید هم از بعضی کارهای قدیمی ام البته با تغییر و ویرایش استفاده خواهم کرد تا دلم برای آن نوشته هایی که بین این همه سیاه مشق هنوز دوستشان دارم نسوزد.

در اینجا من هر چه سیاه مشق داشتم را می نوشتم اما حالا خیلی از آنها را برای خودم نگه می دارم و این رویه را در وبلاگ جدید پیش نخواهم گرفت.

این وبلاگ برای من مثل دفتر خاطراتی می ماند که هر صفحه اش یادآور یک خاطره از زندگی من است و حالا صفحات این دفتر تمام شده  و مثل تمام چیزهایی که برای یادگاری نگه می دارمشان و دلم نمی آید آنها را دور بیاندازم یک مدت می ماند و انقدر خاک می خورد تا بفهمم نگه داشتنش فایده ای ندارد.

صادقانه بگویم یکی از دلایلی که زودتر این کار را انجام ندادم ترس از شروع دوباره و فراموش شدن پیشینه قبلی وبلاگ نویسی ام که فقط هم به این وبلاگ خلاصه نمی شود (و البته همچین پیشینه ای هم به حساب نمی آید!) بود اما حالا با این قضیه هم کنار آمده ام ، ضمن این که اکثر دوستان کم و بیش من را می شناسند و افراد دیگر هم که به وبلاگ جدید سر بزنند از طریق خودم و دوستان عزیز به مرور زمان با من آشنا خواهند شد.(بعد از آشنایی کامل دوستان با وبلاگ جدید فکری برای اینجا خواهم کرد یا همینطور می ماند یا حذف می شود)ـ

از دوستان عزیزی که من را لینک کرده اند و یا می خواهند لینک کنند خواهشمندم لینک وبلاگ جدیدم (که در زیر آمده است) را در وبلاگ خود قرار دهند تا با این کار به فراموش شدن هر چه زودتر این وبلاگ و همچنین زودتر به هدف رسیدن من (یعنی انتقام از از این وبلاگ!) کمک کنند.

این هم لینک وبلاگ جدیدم:

 http://DISUSE.blogfa.com

خواهش  می کنم عنوان لینک  را به نام "مسعود فخرپور (م.ف.متروک)" بگذارید.

وبلاگ جدید هنوز به روز نشده و فعلاً مشغول کارهای اولیه هستم و شاید چند وقتی هم چیزی ننویسم تا اسم قطعی وبلاگ را انتخاب کنم و بقیه چیزها از قبیل قالب و... آنطور بشود که می خواهم.در ضمن لینک دوستان در وبلاگ قرار داده شد.

(البته از وبلاگ فوق قبلاً به عنوان آرشیو شعرها و نوشته هایم استفاده می کردم و چون نمی خواهم فضای بیشتری از این دنیای مجازی را اشغال کنم! از این وبلاگ که تعدادی از دوستان به آن سر زده بودند به عنوان وبلاگ جدید استفاده می کنم).

+ نوشته شده توسط مسعود(م.ف.متروک) در شنبه 1388/08/09 و ساعت 0:1 |